تاریخچه بحث دوم آغاز دانش باستان شناسی و گاهنگاری ها
گاهنگاری ها در کشاکش (Chronologies in Conflict)
قبلا در مورد تاریخ در پیش از تاریخ توضیح دادیم. گاهنگاری یعنی زمان نگاری یعنی تشخیص زمان در باستان شناسی. اگر ترتیب زمان های پشت سر هم مد نظر باشد در باستان شناسی از واژه دیگری بنام توالی(sequence) نیز استفاده می شود. جدول گاهنگاری که در استقرارهای پیش از تاریخ یا بطور ناحیه ای و در مورد چند استقرار در یک منطقه بحث می شود زمان بندی دوره های استقرار یا ناحیه را مورد بحث قرار می دهد.
آغاز دانش باستان شناسی با نظام های گاهنگاری و کشاکش بین آن نظام ها شناخته می شود. نظام های گاهنگاری ترتیب دوره های پشت سر هم است که بر مبانی مشخصی استخراج می شوند. برای اینکه بازهم ساده شود و چنانکه قبلا اشاره کردیم ترتیب دوره های پشت سر هم در زمان های تاریخی از طریق نام های سلسله ها و دوره ها یا شاهان و حاکمیت های سیاسی شناخته می شود. در مورد پیش از تاریخ چون نام ها و این ترتیب ها وجود ندارد گاهنگاری، نظام های گاهنگاری و مبانی برای نظام های گاهنگاری ضروری است. در اصل براساس مبانی نظام ها گاهنگاری، زمان آثار و نام دوره ها تشخیص داده شده و معرفی می شود. این بحث آنقدر در باستان شناسی کلیدی است که شکل گیری آن را معادل شکل گیری باستان شناسی ارزیابی می کنند.
نظام گاهنگاری سه دوره ای: سنگ، مفرغ و آهن
پایه ای ترین نظام گاهنگاری پیش از تاریخی نظام سه دوره ای سنگ، مفرغ و آهن است که در بیشتر مناطق دنیای قدیم کاربردی است. این نظام در اواسط دهه 1830 در دانمارک و جنوب سوئد بطور اولیه منتشر شد و طی یک دهه در آن منطقه و کشورهای جنوب اسکاندیناوی مبانی آن به سرعت مورد پذیرش قرار گرفت(Rowley-Conwy,2007p.1). همین نظام در آن زمان در بریتانیا مورد استقبال قرار نگرفت و حدود 40 سال طول کشید تا جا باز کند(از 1830 تا 1870(. برای نمونه ای از موضع گیری ها در مورد این نظام در انگلستان می توان نظر توماس رایت (Thomas Wright) در دهه 1870 را شرح داد:
"(باستان شناسان متاخر گناهکارند) آنها نظام هایی را شکل می دهند که ظاهر فریبنده ای دارند اما در اصل، پایه و اساسی ندارند. به این صورت که کاربرد نظام دوره های باستان شناختی که بوسیله عتیقه جویان شمال پذیرفته شده، در انگلستان معرفی میکنند که این البته کار بیهوده ای است. این چیزی شاعرانه و تخیلی است که از دوره های سنگ، مفرغ و آهن صحبت کنیم؛ این تقسیم بندی ها معنایی در تاریخ ندارد. معنایی که بتوان با آن به عنوان علوم فیزیکی برخورد کرد، یا بتوان اظهار داشت که براساس جنس ها و گونه ها مرتب شده اند(Wright 1875: vi-vii).
در این نظر که به عنوان نمونه ای ذکر شد موضع گیری علیه استفاده از نظام گاهنگاری سه دوره ای در انگلستان پس از شکل گیری و استفاده در اسکاندیناوی توضیح داده شده است. منظور از علوم فیزیکی در اینجا و به زبان امروزی علوم انسان شناسی فیزیکی است. توماس رایت همچنین از اصطلاحات زیست شناسی و تطور مانند جنس ها و گونه ها استفاده کرده است. در هر صورت به رغم مخالفت هایی که نمونه ای از آن ذکر شد نظام سه دوره ای سنگ، مفرغ و آهن که در دانمارک شکل گرفته بود در کشورهای انگلیس، اسکاتلند و ایرلند یا پیشینه و گستره های متفاوت در دهه های پایانی قرن نوزدهم مورد استفاده قرار می گرفته است(Rowley-Conwy,2007p.2). همینجا لازم می دانم اضافه کنم که برخلاف تصور موجود که شکل گیری باستان شناسی را تحت تاثیر تطور ارزیابی می کنند، باستان شناسی و تطور بطور هم افق حتی باستان شناسی پیش از نظریه تطور شکل گرفته و کسانی مانند داروین را تحت تاثیر قرار داده است. چراکه می دانیم داروین مقطع تحصیلی کارشناسی اش را در دانشگاه ادینبورک بوده، جاییکه یکی از نخستین گروه های باستان شناسی در آن شکل گرفت. همچنین اگر شکل گیری نظام سه دوره ای را مبنا و مبدائی برای دانش باستان شناسی قلمداد کنیم و در نظر اوریم که کتابهای داروین : اصل انواع 1854 تطور انسانی و انتخاب جنسی و هبوط انسان 1871 منتشر شده است( Bradley,2002;p2-3 ). می توان نتیجه گرفت که دانش باستان شناسی و نظریه تطور بطور هم افق و در بوم های مجاور در اروپای دهه های اواخر قرن نوزدهم شکل گرفته اند.
سه نظام گاهنگاری
در کنار نظام سه دوره ای نظام های دیگری بودند که راه هایی برای پاسخگویی در مورد مسائل گذشته انسان ارائه می کردند. زمین شناسی و دیرین استحوان شناسی در مورد مبداء تاریخ آزمایش هایی انجام می دادند( Rowley-Conwy,2007p.5). در دهه 1840 مقیاس زمانی زمین شناسانه بسیار بلند مدت شده بود. فسیل ها به زمین شناسان امکان داده بود که تاریخی از تغییرات زمین را درک کنند(Chon 1996). در اواخر قرن نوزدهم اکثر زمین شناسان پذیرفته بودند که تاریخ بسیار طولانی از آن زمانی است که در گاهنگاری های کتاب مقدس ارائه می شود(Rudwick 2005:115-31).